شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
152
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
ابو ثمامه به ميدان تاخت و مبارزه كرد تا در اثر جراحات زياد ، بدنش به ضعف گراييد و قيس بن عبد اللّه صائدى ؛ پسر عمويش كه با وى دشمنى داشت ، او را به شهادت رساند ، اين حادثه پس از شهادت حرّ اتفاق افتاد . برير بن خضير همدانى مشرقى وى ، مردى از تابعين و انسانى زاهد و پارسا و قارى قرآن و استاد قاريان و از ياران امير المؤمنين عليه السّلام و از بزرگان همدانيان كوفه و دايى ابو اسحاق همدانى سبعى به شمار مىآمد « 1 » . سيرهنگاران مىگويند : وقتى برير از ماجراى حركت امام حسين عليه السّلام اطلاع حاصل كرد ، از كوفه رهسپار مكه گرديد تا بدان حضرت بپيوندد و از مكه به همراهى امام عليه السّلام به كربلا آمد و در آنجا به شهادت رسيد . سروى گفته است : زمانى كه حرّ امام حسين عليه السّلام را در تنگنا قرار داد ، حضرت ياران خويش را گرد آورد و براى آنان خطابهاى ايراد كرد كه در آن فرمود : « اما بعد : فان الدنيا قد تغيّرت . . . » . « 2 » مسلم و نافع بپاخاسته و سخنانى گفتند كه در شرح حال آنان گذشت . سپس برير به پا خاست و عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، خداوند بر ما منّت نهاده كه در ركاب شما بجنگيم و در راه دفاع از تو اعضاى بدنمان قطعهقطعه شود ، تا جدّت روز قيامت ما را شفاعت نمايد . مردمى كه فرزند دختر پيامبرشان را به قتل رسانند ، روى رستگارى نخواهند ديد ، واى بر آنها ! چگونه خدا را ملاقات خواهند كرد ، اف بر آنان ! آن روز كه با غم و اندوه و آه و فغان به سوى آتش جهنّم فرا خوانده مىشوند .
--> ( 1 ) . به شرح حال او در تهذيب الكمال : 22 / 102 ، شمارهء 4400 مراجعه شود . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ طبرى : 3 / 307 .